۲۱ آبان ۱۳۸۵

مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی

در جوامع ابتدائی جمعی بودن مسئوليت يکی از خصوصيات آنها محسوب ميشد. به عبار ت ديگر در اين جوامع مسئوليت فردی اشخاص اصلاً مطرح نبود و اگر کسی مرتکب جرمی ميشد، اعضای خانواده و ساير وابستگان او در مقابل عمل مجرمانه اش مسئول بودند. اين مسئوليت را به تعبير مسامحه آميز، ميتوان مسئوليت از عمل ديگری به حساب آورد با اين تفاوت که در آن دوران هنوز مسئوليت مدنی از مسئوليت کيفری تفکيک نشده و اصول و قواعد شخصی بر روابط افراد حاکم نبوده است.

تاريخ حقوق نشان ميدهد که اين وضعیّت تا اوايل قرن هيجدهم ميلادی و به ثمر رسيدن انقلاب کبير فرانسه و پذيرفته شدن اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها و اعلاميه جهانی حقوق بشر و قوانين جزائی کشورهای اروپائی و قبول شخصی بودن مجازاتها متداول بوده است. ولی امروز هيچ کس را به خاطر عمل ديگری نميتوان مسئول شناخت و هر نوع مجازاتی که قانون برای ارتکاب جرم معين ميکند فقط نسبت به شرکإ و معاونان جرم اعمال ميشود. امّا با پيشرفت علم حقوق و تقسيم اشخاص به حقيقی و حقوقی موضوع جرم ارتکابی توسط شخص حقيقی به عنوان نماينده شخص حقوقی (شرکتها،موُسسات و سنديکاهآ) برای انجام وظيفه اش و بررسی حدود مسئوليت اين افراد يکی از عمده بحث های حقوقدانان معاصر بوده است.

آنچه بيشتر محل مناقشه بوده آنست که علی القاعده شخص حقيقی دارای اراده و اختيار آزاد در ارتکاب جرم بوده، ليکن چنين خصيصه ای را نميتوان به دليل عدم وجود عينی فرد حقوقی برای وی تصوّر نمود و قوانين جزائی نيز کسی را مسئول و مستحق مجازات ميدانند که عنصر مادی جرم را تحقق بخشد.
در آغاز شگفت مينمايد کسی مباشر جرمی قلمداد گردد که عنصر مادی آن توسط ديگری واقع شده است. امّا امروزه کشورهای مختلف از جمله فرانسه به منظور برقراری نظم عمومی و عدالت قضائی و اجتماعی و …. اين اشخاص را مسئول جزائی اعمال نمايندگان قانونی اشان ميدانند. هر چند دکترين حقوقی قرن نوزدهم ميلادی طرفدار عدم مسئوليت کيفری اين اشخاص بوده و هر گونه تعقيب يا مجازات را برای جرائم ارتکابی پرسنل و مديران آن غير قابل قبول ميدانسته، ولی حقوقدانان معاصر با رد اين نظريه بر اعمال تعقيب و مجازات آنها تاُکيد نموده اند.

الف ـ دکترين حقوقی در خصوص مسئوليت کيفری اشخاص حقوقی
اين دکترين به دو دسته عدم مسئوليت کيفری(۱) و دارا بودن مسئوليت کيفری(۲) تقسيم می شود.

(۱)عدم مسئوليت کيفری اشخاص حقوقی
بر طبق اين دکترين مسئوليت اشخاص حقوقی به دو دليل قابل پذيرش نيست:
اول اينکه در زمينهُ قابليت اسناد، عموماً قوانين جزائی مسئوليت اشخاص حقيقی را که دارای ارادهُ و اختيار آزاد ميباشند در نطر ميگيرد، لذا به لحاظ قضائی تعقيب شخصی که در عالم خارج حضور عينی نداشته و در واقع اختياری از خود ندارد، غير ممکن مينمايد.
دوم اينکه از نظر اعمال مجازات، اصولاً مجازاتهائی همچون مجازات سالب آزادی بر اين اشخاص قابل اعمال نيست. مهمتر اينکه اگر ما مجازات را بر اشخاص حقوقی بار نمائيم، اين اقدام در تضاد با اصل شخصی بودن مجازاتهاست که صرفاً افرادی را که مرتکب جرم شده اند مستحق مجازات ميداند.

۲) واجد مسئوليت کيفری بودن اشخاص حقوقی
واضعين اين دکترين معتقدند، موضوع مسئوليت کيفری اشخاص حقوقی ديگر امری غير واقعی نيست بلکه آن يک واقعیّت قضائی را تشکيل ميدهد. اشخاص حقوقی توسط اعضائی که دارای اراده و اختيار آزاد (بعنوان مثال اعضای هيئت مديره) اداره می شوند که شخص حقوقی نيز بالتبع دارای چنين اراده ای است و بايد پاسخگوی اعمال خود باشد. لذا وی در صورت ارتکاب جرم واجد مسئوليت جزائی است.
اما در مورد عدم امکان اعمال مجازاتهائی همچون حبس، اين موضوع در حدّی نيست که به عنوان يک مانع اساسی قلمداد گردد. اگرنتوان بر شخص حقوقی مجازات سالب آزادی اعمال کرد، امّا ميتوان وی را مشمول جزای نقدی وحتّی مجازاتهائی چون انحلال- که باعث فقد موجودیّت حقوقی و اعمال حق وی ميگردد- دانست. بدون شک اعمال مجازات آنها همچون اشناص حقيقی خواهد بود. در واقع هدف تنها تاُديب وی نيست، بلکه اهدافی چون پيشگيری و ارعاب نيز مدّ نظر است.

بالاخره، در عصر حاضر اشخاص حقوقی در بسياری از جرائم طبق قوانين جزائی کشورهای اروپائی قابلیّت تعقيب و محکومیّت کيفری دارند . البته مطابق مادهُ۲ ـ۱۲۱ قانون جزای فرانسه تا قبل از تاريخ ۳۱ دسامبر ۲۰۰۵ اشخاص حقوقی صرفاًدر موارد پيش بينی شده در قانون و آئين نا مه ها مسئول کيفری شناخته می شدند، امّا از اين روز به بعد وفق مادهُ ۵ـ۲۰۷ قانون مصوّب ۹ مارس ۲۰۰۴ اين اشخاص در کلیّه جرائم می توانند تحت تعقيب قرار گيرند.

ب ـ مسئوليت کيفری اشخاص حقوقی در قوانين ايران
در واقع بايد اذعان کرد، متون حقوقی ما در قلمرو کيفری فاقد مسئوليت جزائی صريح برای اين اشخاص است. ما در اينجا به دو نمونه اشاره می کنيم :

۱) ماده ۱۹ قانون صدور چک
مطابق ماده ۱۹ قانون صدور چک با آخرين اصلاحات « در صورتی که چک به وکالت یا نمایندگی از طرف صاحب حساب اعم از شخص حقیقی یا حقوقی صادر شده باشد، صادرکننده چک و صاحب امضا متضامنا مسول پرداخت وجه چک بوده و اجراییه و حکم ضرر و زیان بر اساس تضامن علیه هر دو نفر صادر می‌شود. به علاوه امضاکننده چک طبق مقررات این قانون مسولیت کیفری خواهد داشت مگر اینکه ثابت نماید که عدم پرداخت مستند به عمل صاحب حساب یا وکیل یا نماینده بعدی او است،‌ که در این‌صورت کسی که موجب عدم پرداخت شده از نظر کیفری مسوول خواهد بود».
در مادهُ قانونی مارالذکر، قانونگزار ايران رويکردی نه چندان واضح به سمت مسئوليت جزائی اشخاص حقوقی داشته است. در اينجا شمول مسئوليت بر امضا کننده است که يقيناً شخص حقوقی امکان اين عمل را ندارد. اما در جائيکه مسئول عدم پرداخت را مستحق مجازات ميداند در فرضبکه صاحب حساب شخص حقوقی باشد و اين عمل مستند به فعل او است، آيا ميتوان او را مسئول کيفری دانست؟.
از کلمه کسی در آخر ماده چنين استنباط ميشود، منظور افرادی می باشند که از آنان به عنوان مسئول عدم پرداخت ياد شده است، بنابر اين چنانچه صاحب حساب فرد حقوقی بوده که مانع اين پرداخت گرديده وی دارای مسئوليت کيفری است. اما مشکل از جائی حادث ميشود که اولاً قانون صريحی بر پذيرش مسئوليت جزائی اين اشخاص موجود نيست ثانياً چگونگی اعمال مجازات آنها دچار ابهام است.
بنظر نگارنده با وجود ابهامات اخير و با درنظر گرفتن اصل تفسير مضيق قوانين کيفری امکان مسئوليت جزائی شخص حقوقی موجود نيست و در فرض حاضر مديران يا نمايندگان قانونی وی بايد پاسخگو باشند.

۲) مسئوليت کيفری اشخاص حقوقی ناشی از فعل غير
در فرض مسئوليت کيفری اين اشخاص بر اثر فعل ديگری که وی از ديدگاه خطای ناشی از عناصر تقصير تحت تعقيب قرار ميگيرد، می بينيم قانونگزار از تصريح اين موضوع ابا داشته و در نهايت احکام صادره آنهم از باب جبران خسارت زيان ديده با عنوان جزائی ديه وضعیّتی مبهم را ارائه ميکند. چه اينکه اين اشخاص کارفرما و سرپرست واقعی می باشند، امّا امکان اعمال مادهُ ۶۹۶ ق.م.ا در مورد آنان وجود ندارد و نميتوان مقرّرات ديگر جزائی را نيز به دليل فقدان قوانين صريح و روشن بر آنان اعمال کرد.
بنابراين نتيجه می گيريم که شرايط تحقق مسئوليت کيفری اين اشخاص مطابق قوانين جزائی ايران يا موجود نيست يا اگر موجود است تابع رویّهُ قضائی, که اصل را بر مسئوليت اشخاص حقيقی ميداند ، می باشد.

نتيجه گيری
بنظر ميرسد با توجه به اينکه در بسياری از جرائم رد پای اشخاص حقوقی موجود است و برخی اوقات به لحاظ توان مالی رسماً در ارتکاب بزه انواع نقش ها را از مباشرت يا مشارکت يا معاونت ايفإ می کند، سياست جنائی ايران نياز به جرم انگاری اين اعمال داشته و بايد خود را با علوم روز کيفری در اين زمينه تطبيق دهد. چه اينکه به صرف اعمال مجازات نمايندگان قانونی اين اشخاص، اصل عدالت قضائی با برخورداری ايشان از سايه امن فقد قوانين جزائی دچار خدشه می گردد. مطالعات اخير نشان ميدهد که اين اشخاص نقش مهمی در ارتکاب جرائم سازمان يافته بازی می کنند. آنان حتّی به طور موُثر در جرائم اقتصادی و تجاری با مجرمين مشارکت يا معاونت داشته و موجبات عدم امنیّت اقتصادی را فراهم آورده اند. به هر تقدير قوانين کيفری ايران نياز به بازبينی نه تنها در اين زمينه بلکه در مواردی ديگر نيز دارد.

منابع و مآخذ

۱°G. STEFANI, Droit pénal général, Dalloz, ۱۸° éd, ۲۰۰۳.

۲°F. DESPORTES. F.LE GUNECHE, Droit pénal général, ۲° éd. Economica, ۲۰۰۵

۲۰ شهریور ۱۳۸۵

حاشیه ای بر حقوق جزا





حقوق جزا بعنوان يکی از علوم شناخته شده، دارای آنچنان قدمتی است که ميتوان اذعان کرد از زمانی که انسانها برای زندگی گروهی گرد هم آمدند بدليل وجود بزه، سنگ بنای آن نهاده شده است. چنانکه کتيبه اسپانيائی موجود در ريميجيا(la Remigia) ، نزديک شهر ولانس متعلق به دورهُ پيش از تاريخ که اجرای مجازات اعدام را نشان ميدهد و به دنبال آن قانون حمورابی، قانون هيتيتها، مُويد آنست. بعد از اين دوره کم کم مکاتب کيفری در جهت مبارزه با بزه ومجرم واخيراً با بزه ديدگی افراد پا به عرصه ظهور گذاشته و در اين قلمرو،سزار بکاريای ايتاليائی که در سن ۲۸سالگی در سال ۱۷۶۳ميلادی با نگارش کتاب کوچکی تحت عنوان جرائم ومجازاتها که بعداً با ترجمه موروله به زبان فرانسه تحت عنوان« رسالهُ جرائم و مجازاتها» و ترجمه های ديگر شهرت جهانی يافت، افقی جديد را گشود. ازديرزمان توّجه وافر بشر به اين علم بدليل اثر آن بر حيثيت، آبرو واعتبار انسان در جوامع باعث شده که به دست مصلحين در جهت پيشگيری از وقوع جرم واصلاح مجرمين بکار گرفته شود و در مقابل به منظور برآوردن منویّات مستبدين، به ابزاری برای سرکوبی مخالفين در آيد. اينست که ميتوان آنرا به عنوان ويترين و نماد رعايت حقوق بشردر هر جامعه مورد ملاحظه قرار داد. در واقع ثبات سياسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع به نوعی در گرو برخورداری از سيستم مطلوب قضائی کيفری بوده و امنیّت و آسايش شهروندان نيز نتيجه نهادينه شدن اين سيستم و کارآمد بودن آن در جهت رسالت خطيرش، که همانا پيشگيری از وقوع جرم و مبارزه با مجرمين و اصلاح آنان است، می باشد. امّا آنچه بيان شد در جهت يادآوری نقش حقوق جزا و اهمیّت آن در جوامع بود، ولی هدف اصلی نگارنده نگاهی به حواشی حقوق جزا است. اين حواشی نيست ، مگرهمان مشکل کج فهمی آنانی که اين علم را از زاویّه ای غير تخصصّی می نگرند. البته اين معضل فقط مختص کشور ماست، بدين نحو که اين افراد مدّعی هستند، انطباق عمل متهم با يکی از مواد قانون جزا که نياز به تخصصّ ويژه ای ندارد، سخنی به گزاف که بارها شاهد اظهار آن بوده ايم. در اينجا قصد دفاع و بيان استدلال در مقابل اين اظهارات را ندارم، بلکه بر آنم طريق علمی پيشگيری از اين آفت را مطرح کنم.

در کشور عزيز ما ايران قانونگذار سعی نموده از همان ابتدا خود را با آموزه های جديد کيفری منطبق سازد. امّا امروزه بنظر نگارنده اين علم در جامعه ما از نظر علمی و عملی به جهات ذيل رنج ميبرد:
۱ـ از نظر علمی عموماً حقوقدانان کيفری به نوعی کم کاری در زمينهُ قلم فرسائی دچارند به نحويکه، آنطور که در خورو شايسته آن است اقدام به روشنگری نشده است.
۲ـ از نظر عملی چنين وانمود شده که پرداختن به دعاوی کيفری نياز به تخصص ويژه ای ندارد و برخی با اين تعبير که تطبيق عمل متهم با يکی از موادّ قانون جزا که تخصص خاصّی نمی خواهد حقوق و آزادايهای اساسی متهم را دچارخدشه مينمايند…………………………….

البته ما منکر اقدامات قاطبهُ حقوقدانان محترم علم جزا در انتشار و نگارش کتب و مقالات، همايش ها، سخنرانيها، پايانامه ها و رساله ها نبوده و نيستيم و جای بسی تقدير و تشکر را دارد. امّا به زعم نگارنده اينها موٌثر بوده ولی کافی نيستند، چرا که اگر علم حقوق جزا نتوانسته همچون برخی از شاخه های ديگرحقوق با علوم روز تطبيق يابد؛ نتيجه همين غفلت از روشنگری است و اين رسالتی بس سنگين بر دوش متخصصين اين دانش است تا با اقدامات علمی خود انديشه های سطحی نگر را تحت تاُثير قرار دهند.خوشبختانه امروز با تخصصّی شدن امر قضا و ظهور دوبارهُ دادسراها و محاکم کيفری اين موضوع اثبات شده که ورود به اين قلمرو برخودداری از علوم روز حقوقی را می طلبد. مهمتر اينکه، مباحث عميق علوم کيفری و در آميختگی آن با علوم انسانی ديگر همچون علم اقتصاد، جامعه شناسی و روانشناسی نياز به تطّور و غور در آن را دو چندان کرده و در عصر حاضر حرکتی آغاز شده که به کلیّه علوم حقوقی از دريچه علم اقتصاد پرداخته و از اين زاویّه حقوق جزا بعنوان يکی از ارکان ثبات رشد اقتصادی در جوامع شناخته شده است.بهر حال اميدواريم با همّت حقوقدانان و دانشجويان محترم علم حقوق; هر روز شاهد تحولّی در مسير اعتلای اين دانش باشيم.

ماُخذ مورد مطا لعه:
تاريخ انديشه های کيفری، ژان پرادل، ترجمهُ دکتر علی حسين نجفی ابرند آبادی، چاپ انتشارات دانشگاه شهيد بهشتی، ۱۳۷۳

۰۷ بهمن ۱۳۸۴

در باره من

نويسنده سايت، حميدرضا ميرزاجانی وکيل پايه ُ يک دادگستری ودانشجوی دکترای حقوق جزا و علوم کيفری در کشور فرانسه ميباشم. شاخه حقوق جزا را به لحاظ ويژه گيهای خاص آن ازابتدای ورود به عالم حقوق بيشتراز بقيه دوست داشته و لذا پس از به پايان رساندن دورهُ کارشناسی ارشد حقوق جزا وجرم شناسی در ايران، به منظور آشنائی بهتر با اين دانش ، مجدداً اين دوره را تحت عنوان مستر ۲ حقوق جزا و علوم کيفری در فرانسه گذراندم.مطا لب سايت اخير با هدف آشنائی هر چه بيشتر دانش آموختگان محترم و دانشجويان عزيزعلم حقوق و علاقمندان گرامی با توجه به پيشرفت های علمی در قلمرو حقوق جزا و علوم کيفری در اروپا و مخصوصاً کشور فرانسه جهت تبادل اطلاعات ارائه می گردد. در ضمن چون در حال حاضردر چارچوب حقوق جزای اقتصادی و تجاری مشغول تحقيق و نگارش تز می باشم، از اهداف ديگر اين سايت بررسی مشکلات، معضلات و راهکارهای حقوقی درزمينهُ مبارزه با جرائم اقتصادی وجرائم سازمان يافته و جرم پولشوئی است. اميدوارم که اين اندک بتواند در جهت اعتلای علم حقوق بکارآيد.

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می​دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز دراین قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

پیشداد

« سپاس و آفرين خداي را كه اين جهان و آن جهان را آفريد و ما بندگان را اندر جهان پديدار كرد و نيك‌انديشان را و بدكرداران را پاداش و بادافراه برابر داشت و درود بر برگزيدگان و پاكان و دين‌داران باد خاصه بر بهترين خلق خدا محمد مصطفي صلي‌الله عليه و سلم و بر اهل بيت و فرزندان او. »

از آغاز كار، هدف اين بود که با اندک بضاعت علمی برگی بر دانش حقوق افزوده گردد. زيرا، تا جهان باشد مردم گرد دانش گشته و سخن را بزرگ دانسته ونيکوترين يادگار را سخن دانند، چه اندرين جهان مردم به دانش بزرگوارتر ومايه دارتر باشند و لذا اميد اينست که اين هدف استمرار يابد. ازاينروابتدا ، اين وب سايت حقوق جزا وعلوم کيفری در عصر حاضر ناميده شد، امّا به مرور زمان با توجه به هويت ملی وايرانی خود که به معنای احساس همبستگی عاطفی با اجتماع بزرگ ملی و قومی و احساس وفاداری به آنست مرا واداشت که در واژگان فارسی به دنبال نامی باشم که هم برازنده اين علم باشد وهم در بردارنده اين هویّت. لذا نام پيشداد که اولين قانون گذارايران باستان و نخستين کسی است که در آن زمان به عدل و داد حکم راند را مناسب دانسته و اين وب سايت به « پيشداد» تغيير نام يافت.

۰۵ بهمن ۱۳۸۴

Qui-suis je

Hamid Reza, c’est mon prénom
Je suis né en Iran, à la ville de Mashhad, là où beaucoup de gens aimeraient vivre. Après dix huit ans, j’ai décidé partir à Téhéran de poursuivre mes études en Droit juridique. D’abord, j’ai obtenu le diplôme Bac+quatre et en suite, le diplôme Bac+six du Droit pénal et Criminologie de l’université Azad Islamique l’Iran (section Téhéran centre). Je suis avocat depuis six ans. J’ai toujours aimé étudier le droit en France. A ce motif, je suis venu ici depuis deux ans. Actuellement, je suis étudiant de doctorat Sciences Criminelles. En fin, je suis très heureux de vous connaître un peu et d’avoir vos impressions sur ce site qui est érigé pour vous donner spécialement les informations en matière Sciences Criminelles. Vous pourriez laisser vos commentaires dans Comment Box ou bien m’adresser un email par cette adresse : criminallaw.economic@yahoo.fr
Merci d’avance …………….

Hamid Reza MIRZAJANI

حقوق جزای تجاری



با نام و یاد پروردگار عالمیان
سرآغاز

پرفسورامانوئل درییر استاد دانشگاه فرانس کونته معتقد است: *برای فيلسوف امنيت متضاد آزادی است، برای دسترسی به امنيت بايد از آزادی چشم پوشيد. زيرا امنيت طعم آزادی را از بين می برد……. امّا برای حقوقدان امنيت با عدم آن بطور ساده در تعارض قرار می گيرد. لذا در چارچوب اين مقوله، زوج مذکور(امنیت وآزادی) منحرف نميشو ند مگر در حقوق جزای اقتصادی با دلائلی که بدين روش توُام با حقوق جزا ظهور می يابد. * لذاحقوق جزای اقتصادی و تجاری یک بخش بزرگ از حقوق جزای اختصاصی است که در دورهُ رکود اقتصادی اروپا در واکنش به آشوبهای بين جنگ اول و دوم جهانی ظهور يافت و اين موضوع در حقوق فرانسه طی دستورالعملهای ۸ اوت و ۳۰ اکتبر ۱۹۳۵ در جهت بازگرداندن اعتماد نزد سرمايه گزاران و اصلاح ساختار اقتصادی اروپا مورد نظر واقع شد. امروزه اين موضوع با عنوان درسی حقوق جزای حرفه ای يا تجاری شناخته شده و کتب مختلفی با این نام در کشور فرانسه توسط حقوقدانان به رشته تحرير در آمده است. امّا در ايران نويسندگان حقوقی اکثراً با عنوان جرائم عليه اموال به اين مقوله پرداخته اند. در اينحال ما سعی می کنيم در اينجا دوستداران رشته حقوق را با افقهای جديدی از اين علم اشنا نمائيم.

حمیدرضا میرزاجانی

وکیل پایه یک دادگستری
دانشجوی دکترای حقوق جزا در شاخه اقتصادی و تجاری دانشگاه روبرت شومن فرانسه